خط

خط از دیدگاه ریاضی از به هم پیوستن نقطه­ها به وجود می­آید. دارای طول امّا فاقد عرض است، نشان دهنده جهت و موقعیت است و نیز مرز سطح را شکل می­دهد و آن را محدود می­کند. خط نیز به عنوان یک عنصر با ارزش بصری، در خود انرژی و نیروی زیادی ذخیره دارد، و در موقعیت­های متفاوت، عکس­العمل­های گوناگونی از خود نشان می­دهد. گاهی خط فعّال و پرانرژی است، مانند خطی که حرکت و فشار را القا می­کند، مثل مسیر پرتاب یک نیزه. گاهی خط ساکن و ایستا و بی تحرک است مانند مرز بین دو سطح رنگی «شکل5» و یا مرز بین حجم و فضا. خط گاهی منفی است و به صورت فضای خالی بین دو سطح دیده می­شود «شکل6 » و گاهی مجازی است، که به چشم دیده نمی­شود مانند فاصله­ی بین دو نقطه.

خط از عناصر بسیار ارزشمند هنرهای بصری و مهم­ترین عنصر «طراحی» است که در جریان آفرینش هنرهای تجسمی، نقشی اساسی را ایفا می­کند. خط اغلب بیان کننده­ی عواطف و احساسات و نشانگر تفکر و اندیشه و آرمان­های ذهنی هنرمند است.

خط یکی از عناصر اصلی طراحی است که بسته به محل قرارگیری می تواند ویژگی های مختلفی داشته باشد. خط می تواند صاف و یکنواخت بوده و در واقع بیانگر هیچ چیز نباشد. در این صورت خط عمدتاً وظیفه کمکی دارد ( از جمله این وظایف: جا دادن طرح در ورقه ، پیش نویس طرح کلی مدل، علامت­گذاری تناسب­ها و غیره).

خط هم چنین می تواند ویژگی مکانی داشته باشد که طراح آن را از لحاظ فرم و شرایط نور و محیط پیرامون در اختیار دارد. با نگاه کردن از روی دست استاد در روند کار آسان تر می توان به کنه خط مکانی پی برد: خط گاه شدت و ضعف می یابد یا با در آمیختن با محیط پیرامون به کلی محو می شود. سپس دوباره پدیدار و با تمام قدرت مداد نمایان می گردد.

در این رابطه طرح میکل آنژ بسیار فصیح و بارز است. اندام عريان مردانه در حرکتی تند         (شکل7)  . ویژگی متفاوت خط به هنرمند امکان می­دهد با حداکثر ایجاز، مسائل پلاستیکی و مکانی را حل کند؛ استاد با فشار نیرومند مداد نقاشی پای لخت را در پیش­زمینه می­کشد، با تماس­های سبک، قسمت بالایی بدن (تنه) ظاهر می­گردد که به عمق فرو می­رود. هر یک از خطوط طرح هم از لحاظ آناتومی و هم از لحاظ پیکرسازی به­جاست.

نقاشان مبتدی بدون درک اینکه خط در طراحی و نقاشی نتیجه کار سخت و پیچیده بر روی فرم است، معمولاً به خط صاف قراردادی و یکنواخت متوسل می­شوند. این خط با بی­تفاوتی یکسان محیط دور تا دور اندام، سنگ و درخت را ترسیم می­کند در حالی که نه فرم را منتقل می­سازد، نه نور و نه فضا را. چنین نقاشانی مطلقاً از طراحی مکانی شناخت ندارند و بیش از هر چیز به خطوط و اشکال ظاهری و بیرونی چیزها توجه می­نمایند و سعی می­کنند آن را به­طور مکانیکی کپی کنند تا بعداً ابعاد را با لکه­های جسته گریخته سایه­روشن­ها پر کنند.

اما مسطح بودن خط در هنر وظیفه خود را دارد. خط در این معنا در کارهای تزئینی – نقاشی، در نقاشی­های دیواری، موزاییک­ها، نقاشی روی شیشه، سیاه­قلم ماشینی و کتابی، پوستر، در تمام آثاری که ویژگی مسطح دارند یعنی تصویر با مسطح بودن مشخص دیوار، شیشه، سقف، کاغذ و غیره تطبیق می­یابد، به کار برده می­شود. در این­جا خط امکان انتقال تصویر را به­طور کلی فراهم می­سازد.

تفاوت عمیق بین خطوط مسطح و مکانی را از همان ابتدا باید فرا بگیریم تا بعداً آمیختگی این عناصر متفاوت در طراحی به­وجود نیاید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *